LOGO

حیدرامیرپور-هنر - زندگی
باسلام وعرض ارادت به کلیه دوستان عزیز وخوشحالم از اینکه از وب اینجانب دیدن میفرمایید موفق باشید
امیرپور
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px

ل ارتباطی ۸ روش ایجاد حریم شخصی برای فرزندتان

ل ارتباطی 

۸ روش ایجاد حریم شخصی برای فرزندتان

اگر آماده اید که نگرانی خود را فرو بنشانید و حریم بیشتری برای فرزند خود در نظر بگیرید به چند روش عملی برای این کار توجه کنید. این توصیه ها راهکارهایی نیست که فرزندان را وادار به رفتار صحیح کند بلکه تمرینی است برای شما تا با در نظر داشتن هدف غایی، کار خود را شروع کنید و در عین حال به نتیجه نهایی کاری نداشته باشید.
۱٫ خلوت و حریم خصوصی آنها را محترم بشمارید
هرچه زودتر نگرانی خود را از بسته بودن در برطرف کنید، در زدن و اجازه گرفتن را آنقدر تمرین کنید که به صورت عادت درآید در ضمن اگر به شما نه گفتند به آنها بگویید که بعدا می آیید.

 

۲٫ نگرانی خود را از نا مرتب بودن اتاق آنها مرتفع سازید
اگر اتاق مال آنهاست پس بگذارید مطابق میل خود آن را نگه دارند. به آنها بگویید سالی دو بار به دلایل بهداشتی کل خانه باید تمیز شود که شامل اتاق آنها هم می شود. در فاصله این دو برنامه اجازه دهید اتاق آنها مال خودشان باشد. هر وقت از نا مرتب بودن اتاق آنها ناراحت شدید به اتاق خود بروید و آنجا را تمیز کنید. البته اشکالی ندارد آنها بدانند شما درباره روال تمیز نگه داشتن اتاق آنها چه فکر می کنید و حتی می‌توانید دعوت آنها را برای داخل شدن به اتاقشان به علت آنکه می‌ترسید روی خرت و پرت های کف اتاق پا بگذارید رد کنید. اما بیشتر از این پیش نروید.
۳٫ به انتخاب های آنها احترام بگذارید
متناسب با سن فرزندتان به او پول توجیبی بدهید و بگذارید هر طور دوست دارد آن را خرج کند. کم بودن پول مهم نیست مهم این است که او به میل خود آن را استفاده کند. پیش قدم شوید و درباره راه‌های مختلف صرف کردن آن (پس انداز، خرج کردن و بخشیدن) با او صحبت کنید، اما انتظار نداشته باشید بهتر از شما از پولش نگهداری کند.
وقتی به فرزندمان پول می‌دهیم حق تعیین روش استفاده از آن را از دست می‌دهیم. اگر قرار باشد ما به آنها بگوییم با پول خود چه کار کنند، دیگر این پول مال آنها نیست. اگر می خواهید پول خود را به روش خاصی صرف کنید، خوب این کار را بکنید. اما وقتی آن را رد کردید از خیر آن بگذرید. اگر می خواهیم فرزندمان قدر پول را بداند و سنجیده آن را صرف کند باید اجازه دهیم واقعا پول از آن خودش باشد.
۴٫ با نادیده گرفتن لزوم دانستن احساس آنها، نگرانی خود را فروبنشانید
اغلب اوقات کودکان خودشان هم نمی دانند چه احساسی دارند (البته بزرگسالان هم همین طورند). نیاز ناشی از نگرانی شما برای دانستن احساس آنها وضعیت را دشوارتر می‌سازد. برعکس هرچه شما کمتر بخواهید بدانید، آنها بیشتر با شما صحبت می کنند. این به معنی نادیده گرفتن احساسات آنها نیست بلکه به معنی خونسردی و در عین حال مرتبط بودن است. بنابراین جویای احساسات آنها شوید، به آنها نشان دهید که مایلید به آنها کمک کنید تا احساسات خود را ابراز کنند.
اما این ضرورت را که اطمینان حاصل کنید آنها درست فکر یا احساس می‌کنند (یعنی طوری که شما تصور می‌کنید باید فکر یا احساس کنند) کنار بگذارید؛ زیرا این ضرورت اغلب برخاسته از نگرانی شماست که به احساسات خودتان مربوط می‌شود.

 

۵٫ نیاز خود را برای دانستن چراها نادیده بگیرید
اینکه از کودک، از طفل نوپا گرفته تا نوجوان، بخواهیم در زمان ارتکاب اشتباه درباره انگیزه اش توضیح بدهد، کاری بیهوده است. او اکثر اوقات خودش هم نمی داند چه احساسی دارد و نیاز شما به دانستن بیشتر به خاطر خودتان است تا او. اما شما می خواهید بدانید که آیا او می‌تواند تا حدی استدلال کند، این طور نیست؟ چون به این ترتیب نگرانی شما درباره شانس موفقیت او در دنیای بیرون و بازتاب آن بر شما برطرف می شود.
در اینجا معمایی وجود دارد: اگر او دلیل کارش را می دانست و می‌توانست برای کتک زدن برادر کوچکتر یا جیم شدن از مدرسه، دلیلی حساب شده تحویل شما بدهد ترس و نگرانی شما فرو می نشست؛ زیرا در این صورت کار خود را توجیه می‌کرد! اگر پسر شما بتواند برای غفلت از تکالیف مدرسه هوشمندانه قدرت استدلال را به کار گیرد و با دروغ کار خود را توجیه کند ترس و نگرانی شما نه تنها کم نمی شود بلکه از هر زمان دیگری بیشتر می شود.
«پیش از این در بدترین لحظه های نگرانی ام، می‌ترسیدم که مبادا او بیراه برود. اما حالا مطمئنم!
از هر طرف که به قضیه نگاه کنید پرسش از علت و توضیح خواستن بی فایده است. کمترین اثرش این است که کودک را در حالت دفاعی قرار می دهد زیرا شما از او می خواهید که در مقابل کاری که انجام داده است از خود دفاع کند.
۶٫ اجازه دهید آنها تقلا کنند
اگر همیشه سوالات فرزندانتان را پاسخ دهید و به او بگویید برای حل مشکلات چه کار کند، فرصت رشد مهارت، کشف و نوآوری را از او می گیرید.
عبارت «مامان، من نمی تونم این کار رو انجام بدم». قدرت عجیبی در برانگیختن نگرانی ما برای حل مشکل دارد. اما اگر در دادن پاسخ شتاب به خرج دهید این فرصت را از آنها می گیرید که خود بتوانند جواب را پیدا کنند.
ترغیب آنها به تقلا و کندوکاو می‌تواند به این صورت باشد: «نمی تونی! اینکه وضعیت خوبی نیس، پسر. خب تا حالا چیکار کردی؟ »
پس از پاسخ آنها، از آنها بپرسید: خب، حالا می خوای چیکار کنی؟ زمانی که آنها تلاش می‌کنند به جواب برسند، هرچه بیشتر آرامش خود را حفظ کنید بیشتر از رشد آنها (و خود) در شگفت می شوید.
۷٫ اجازه دهید فرزندانتان مخالفت خود را ابراز کنند و یاد بگیرند که برای استدلال خود ارزش و احترام قائل شوند
انجام این کار برای والدین نگران بسیار دشوار است، اما اجازه دادن به فرزندتان (و حتی تشویق کردن) به اینکه با شما مخالفت کند، احترام متقابل عمیقی بر روابط شما با او ایجاد می کند. سوال هایی نظیر «من این طور فکر می‌کنم، نظر تو چیست؟» نشان دهنده احترام شایان توجه شما به فرزندتان به عنوان یک شخص مستقل است.
هر چه روش تربیتی شما بدون فریادتر شود، واقعا می آموزید که از فرزندتان یاد بگیرید، با کنار گذاشتن واکنش بله، اما … در مقابل نقطه نظرهای فرزندتان و نیز تصدیق افکار و آنچه برای او در روابطش مهم است.
۸٫ وقتی با فرزندانتان صحبت می‌کنید به چشم آنها خیره نشوید
می‌دانم که ممکن است این حرف به نظرتان مسخره و حتی موضوعی نوظهور برسد گفتگوی رودررو بسیار صمیمانه است اما آسیب پذیری زیادی به دنبال دارد. از این رو این گونه گفتگوها از الگوی تهدید و دفاع پیروی می‌کنند.
البته مواقعی هم‌هست که نگاه کردن در چشم طرف مقابل بسیار مفید و موثر است مانند مواقعی که می خواهیم مهر و محبت یا قاطعیت و جدیت خود را نشان دهیم. اما این فرصت‌ها نادرند. سعی کنید در استفاده از این روش زیاده‌روی نکنید.
اگر هدف شما این است که فرزندتان به کنکاش در حریم خود بپردازد و آن را با شما در میان بگذارد بهتر است به کار مشترکی مشغول شوید که در عین مرتبط نگه داشتن شما با یکدیگر، مانع از رودررو قرار گرفتن شما شود.
مثلا برای پیاده روی یا ماشین سواری بیرون بروید، با قطعات لگو طرحی بسازید، بازی کنید، به خرید بروید یا هر کار دیگری که دوست دارید. این فعالیت مشترک نه‌تنها پرخاشگری و حالت تدافعی را از شما سلب می‌کند بلکه فضای کافی برای حفظ خونسردی و در عین حال اتصال فراهم می کند.

  منبع : کتاب تربیت بدون فریاد - هال ادوارد رانکل؛ مترجم. اکرم کرمی
  مطالب مرتبط :   نویسنده :

کارشناس روانشناسی




درباره ما

باسلام وعرض ارادت به کلیه دوستان عزیز وخوشحالم از اینکه از وب اینجانب دیدن میفرمایید موفق باشید
امیرپور
ایجاد کننده وبلاگ : حیدر امیرپور
banner 240x200px

آمار سایت

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

کدهای شما


FreeCod Fall Hafez


کد شمارش معکوس سال نو

كد تصویر تصادفی

كد عكس تصادفی