حیدرامیرپور-هنر - زندگی
فریاد هارا همه میشنوند-هنر واقعی -شنیدن صدای سکوت است

خودکشی پسر درسخوان بخاطر شوخی زشت همکلاسی هایش

شوخی زشت همکلاسی های یک پسر درسخوان او را به کام مرگ خودخواسته فرو برد. حرکت شتابزده و نسنجیده من و همسرم موجب شد تنها گل زیبای زندگی مان که سال ها برای به ثمر نشستن اش باغبانی کرده بودیم پرپر شود بدون آن که پای حرف هایش بنشینیم تا او نیز به خاطر عمل ناشایستش از خود دفاع کند و …

زن میانسال در حالی که از شدت ناراحتی حال مناسبی نداشت به کارشناس اجتماعی کلانتری  گفت: سال ها بود که از آغاز زندگی مشترک من و حمید می گذشت اما فرزندی نداشتیم. شنیدن صدای گریه و یا خنده یک کودک در فضای منزلمان به یک آرزو تبدیل شده بود هر روز به درگاه خدا دعا می کردم و به درمان ادامه می دادیم.

 تا این که ۱۲سال بعد خداوند پسری زیبا به ما عنایت کرد. «صالح» همه وجودمان شد و رونقی دیگر به زندگی مان بخشید او همه هست و نیست من و حمید شده بود و ما جوانی مان را به پایش می ریختیم. او قد می کشید و ما خدا را شکر می کردیم. «صالح» پسر خوب و مودبی شده بود و ما از رفتار و ادب او لذت می بردیم. در واقع پسرمان همان طوری بار آمد که انتظارش را داشتیم. «صالح» زبانزد اطرافیانمان بود با آن که به سن جوانی رسیده بود اما آن قدر حجب و حیا داشت که هیچ گاه خیره به کسی نگاه نمی کرد من به خاطر همه خوبی هایش شکرگزار بودم. «صالح» خود را برای آزمون سراسری آماده می کرد و من هم سعی می کردم محیطی آرام را برای او فراهم کنم.

مطالب مرتبط:

اقدام به خودکشی دختر اصفهانی از روی پل چمران ، پلی که مدتی قبل محل خودکشی دو دختر نوجوان بود + ویدیو

انتشار ویدیویی از دو دختر اصفهانی قبل از خودکشی خبرساز شد/ علت خودکشی چه بوده؟

خودکشی مجری لبنانی در برنامه زنده! + تصاویر (۱۸+)

او مدام در اتاق خودش مشغول درس خواندن بود و به چیزی جز قبولی در دانشگاه نمی اندیشید. روزها به همین ترتیب سپری می شد تا این که آن روز شوم فرا رسید «صالح» دیر از خواب بیدار شده بود، آبی به دست و صورتش زد و پشت رایانه اش قرار گرفت اما هنوز یکی دو دقیقه بیشتر نگذشته بود که با شنیدن صدای بوق سرویس با عجله از منزل خارج شد تا زودتر به کلاس درسش برسد در این هنگام من برای نظافت وارد ا تاق «صالح» شدم. او به خاطر عجله ای که داشت رایانه اش را خاموش نکرده بود وقتی دستم به ماوس رایانه خورد ناگهان با دیدن صحنه ای مستهجن مات و مبهوت ماندم با فریاد من حمید هم داخل اتاق آمد باورم نمی شد و خود را برای جدلی مفصل با او آماده کرده بودیم. وقتی «صالح» بازگشت آن قدر عصبانی بودیم که اجازه حرف زدن به او ندادیم و هر دویمان کلی سروصدا کردیم.

آن شب به منزل یکی از بستگانمان دعوت شده بودیم و به همین خاطر «صالح» را همراه خودمان نبردیم اما وقتی نیمه شب از مهمانی بازگشتیم پیکر بی جان «صالح» کف اتاق افتاده بود و او با مقداری قرص خودکشی کرده بود. وقتی سی دی را از رایانه بیرون کشیدم نام یکی از همکلاسی هایش بر روی آن نوشته شده بود پس از آن که مراسم هفتم جگرگوشه ام سپری شد به دیدن آن دوستش رفتم او گفت: صالح از محتوای سی دی خبر نداشت و ما با این کار تصمیم گرفتیم سربه سرش بگذاریم. همسرم با شنیدن این حرف ها نقش بر زمین شد و هم اکنون در بیمارستان بستری است و …

همچنین بخوانید:

دختر جکی چان خودکشی کرد!+عکس

منبع



ارسال توسط حیدر امیرپور
» فوتبال ایران » مراسم ازدواج نیکی محرابی و یعقوب کریمی بازیکن سابق استقلال +تصاویر
کد خبر: 203582تاریخ انتشار : ۹:۰۳:۳۹ - دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶

در ادامه تصویری از مراسم عروسی نیکی محرابی (بازیگر سریال گسل) و یعقوب کریمی بازیکن سابق استقلال تهران را مشاهده می کنید.

یعقوب کریمی؛ بازیکن سابق استقلال تهران به جرگه متاهلین پیوست.

،

گفته می شود این بازیکن با «نیکی محرابی» بازیگر جوان سینما ازدواج کرده است.

www.dustaan.com مراسم ازدواج نیکی محرابی و یعقوب کریمی بازیکن سابق استقلال +تصاویر

ازدواج نیکی محرابی و یعقوب کریمی

www.dustaan.com مراسم ازدواج نیکی محرابی و یعقوب کریمی بازیکن سابق استقلال +تصاویر

بیوگرافی نیکی محرابی

نیکی محرابی متولد ۹ ام شهریور ماه سال ۱۳۷۰ در تهران می باشد.

از فیلم های مطرح وی می توان به مجموعه تلویزیونی گسل اشاره کرد، وی در این فیلم نقش دختری به نام تهمینه را ایفا می کرد.

نیکی محرابی از بازیگران زن در اینستاگرام خود خبر از ازدواجش با یعقوب کرمی فوتبالیست ایرانی و بازیکن استقلال داد.

با انتشار عکسی از حلقه نامزدی خود این خبر را به طرفداران و دوستانش اعلام کرد.

بیوگرافی یعقوب کریمی

بیوگرافی یعقوب کریمی فوتبالیست

یعقوب کریمی ۱۳۷۰ در اردبیل به دنیا آمده است.

از نوجوانی به دنبال فوتبال رفته و از تیم پاس شروع کرده و بعد در تیم امید استقلال به عضویت درآمد و سپس به استقلال پیوست.

بعد از مدتی توسط مظلومی از لیست حذف شد و وی به نفت تهران رفت و موفقیت زیادی در این تیم کسب کرد و یازده گل برای این تیم زد.

آخرین تیم وی استقلال خوزستان است که فعلا در این تیم توپ می زند.



ارسال توسط حیدر امیرپور
بیماری الناز شاکردوست






بازیگر زن از مردم خواست برای الناز شاکردوست دعا کنند

شهره سلطانی با انتشار عکسی در کنار الناز شاکردوست که در بیمارستان بستری است، از مردم خواست برای او دعا کنند.

به گزارش واریته به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، شهره سلطانی، بازیگر سینما و تلویزیون، عکسی یادگاری با الناز شاکردوست را که در بیمارستان گرفته است، در اینستاگرام به اشتراک گذاشت.

بیماری الناز شاکردوست

 

سلطانی در همین رابطه نوشت: «قشنگ‌ترین الناز دنیا، دوست با صفت و با ‌مرام و باوفای من زود زود خوب میشی و همه آنها که شاهد این عکس هستند حتما حتما که برات دعا می‌کنند، ( من معمولا دوست ندارم وقتی میرم ملاقات مریض تو این شرایط ازش عکس بگیرم، الناز عزیزم خودش به خاطر قلب مهربونش گفت دوست داره با دوست‌ها و کسایی که می‌دونه از ته قلب دوستش دارن عکس بگیره ) پس لطفا قضاوت ممنوع و فقط و فقط دعا کنید برای سلامتی الناز عزیز در ضمن این عکس مال دیروزه که حتما حال الناز جان امروز بهتره»

الناز شاکردوست، سه‌شنبه سوم بهمن، سرِصحنه فیلم «دو طبقه روی پیلوت» کار ابراهیم ابراهیمیان دچار حادثه شد.



ارسال توسط حیدر امیرپور


۹ هزارسال پیش دختران چه شکلی بوده‌اند؟! +عکس - تاریخ و تمدن


تاریخ : سه شنبه,۲ شهریور ۱۳۹۵ تعداد بازدید :2419

دانشمندان چهره دختری باستانی را که از او فقط استخوان‌هایش باقی مانده، بازسازی کردند.
 

منبع: خبرگزاری دانشجو


ارسال توسط حیدر امیرپور

 چهره اصلی خانومی که بازی استقلال را در ورزشگاه آزادی تماشا کرد.

 

 در جریان دیدار استقلال و پارس یک خانوم طرفدار استقلال با گریم پسرانه وارد ورزشگاه آزادی شد و بازی تیم محبوبش را از نزدیک تماشا کرد.

 

برچسب ها: چهره اصلی خانوم


ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : جمعه 6 بهمن 1396

عاقبت عشق یک پسر ۱۹ساله به زن متاهل!www.dustaan.com عاقبت عشق یک پسر ۱۹ساله به زن متاهل!

پسری ۱۹ ساله به نام کیوان به دلیل قتل زنی ۳۵ ساله به نام فرزانه، از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شد.

ایران نوشت:ساعت ۱۱ شامگاه یکشنبه اول بهمن، صدای فریادهای زن جوانی در یکی از کوچه‌های شهرستان تفت-استان یزد- اهالی محل را سراسیمه به کوچه کشاند.

،

آنها پس ازرسیدن به میانه کوچه با پیکرنیمه جان دختر همسایه روبه‌رو شدند که چاقو خورده و بشدت دچار خونریزی شده بود.

زن جوان بلافاصله به بیمارستان انتقال یافت اما به خاطرشدت جراحات و خونریزی جان سپرد.

پس ازحضورمأموران و تیم جنایی وشروع تحقیقات میدانی مشخص شد فرزانه-قربانی ۳۵ ساله-به دنبال خروج از خانه پدری و رفتن به خانه خودش توسط فرد ناشناسی با ضربات متعدد چاقوهدف قرارگرفته و به قتل رسیده است.

فرزانه فوق لیسانس داشت و در یکی از دستگاه‌ها مشغول کاربود.

ازسوی دیگر و درتحقیقات میدانی، یکی از همسایه‌ها سرنخی در اختیار پلیس گذاشت که خیلی زود آنها را به متهم پرونده رساند.

زن میانسال گفت: «زمانی که این اتفاق افتاد نوه یکی از همسایه‌ها را دیدم که هراسان از کوچه خارج شد. از چهره پسر جوان که کیوان نام دارد می‌شد فهمید بسیار مضطرب است و از چیزی فرار می‌کند.»

www.dustaan.com عاقبت عشق یک پسر ۱۹ساله به زن متاهل!

عاقبت عشق یک پسر ۱۹ساله به زن متاهل!

با اطلاعاتی که زن همسایه در اختیار مأموران قرار داده بود بلافاصله محل زندگی کیوان شناسایی و او دستگیر شد.

پسر ۱۹ ساله زمانی که مقابل افسر پرونده قرار گرفت به قتل زن جوان اعتراف کرد و گفت: «خانه پدری فرزانه در نزدیکی خانه پدربزرگ من است.

من هر چند وقت یکبار به دیدن پدربزرگم می‌رفتم و درجریان این رفت و آمدها، فرزانه نیز به دیدن پدرش می‌آمد.

این‌طوری شد که فرزانه را دیدم و به او علاقه‌مند شدم. حدود دو سال قبل بود که متوجه حس قلبی‌ام به این زن شدم.

چند باری هم به سراغ زن جوان رفتم و موضوع علاقه‌ام را با او در میان گذاشتم.

اما او بشدت با من برخورد کرد و گفت که شوهر و زندگی دارد و از من خواست که دیگر مزاحم‌اش نشوم.اما من نمی‌توانستم علاقه شدید به فرزانه را از دلم بیرون کنم.

از چند روزقبل هم با خودم گفتم حالا که نمی‌توانم فرزانه را به‌دست بیاورم او را می‌کشم.

شب حادثه زمانی که متوجه شدم فرزانه برای دیدن پدرش به خانه آنها آمده است، در کمینش نشستم. می‌دانستم که شب حتماً به خانه خودش برمی گردد.

یک ساعتی در کنار خودروی فرزانه به کمین نشستم تا اینکه بیرون آمد و من هم با چاقو به او حمله کردم.»

پسر جوان که کمتر از یک ساعت پس از قتل بازداشت شده بود پس ازاین اعتراف روانه بازداشتگاه شد.

این درحالی است که تحقیقات پلیس نشان می‌دهد او سابقه افسردگی داشته و گفته شده چند روزی در بیمارستان بستری بوده که تحقیق دراین باره نیزادامه دارد.



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396


ارسال توسط حیدر امیرپور

بازگشت بازیگران مهاجر از شایعه تا واقعیت

بازگشت بازیگران مهاجر از شایعه تا واقعیت

بازگشت بازیگران مهاجر از شایعه تا واقعیت

رابعه اسکویی

حدود دو سال پیش بود که با فعالیت شبکه های مختلف ماهواره ای فارسی زبان به خصوص شبکه ی جم تی وی موجی از مهاجرت برخی از بازیگران و کارگردانان تلویزیون به کشورهایی نظیر مالزی و ترکیه آغاز شد. اینک با فروکش کردن تب این شبکه ها درکشور ظاهراً مهاجرت معکوس این گروه از هنرمندان پشیمان آغاز شده است. رابعه اسکویی یکی از اولین بازیگرانی است که مهاجرتش با سرو صداو جنجال زیادی همراه بود. اما اخیراً با انتشار عکسی از خود در قم بازگشت خود به ایران را اعلام کرده است. آیا این روند بازگشت ادامه خواهد یافت؟

در اینجا یادداشت رابعه اسکویی را در این زمینه می خوانید:

rabeh_oskouieمن بر گشتم… ایرانم…اومدم… اینجام،همینجا… یه وقتایی یه چیزایی هست که گفتنش محاله،نه که نخوای بگی،نه…..

می خوای… حتی واژه هم براش داری…ولی نمی شه،به زبون میاد ولی به گوش هیچ کس نمیاد… دلتنگی،خونه،دوست،فامیل،رفیق،صدا،هوا،خاک… خاک… خاک… وطن…!

من اینجام،تهرانم… برگشتم

به عشق این خاک،به عشق مردم…

رفتم به خیال هوای تازه و روزای بهتر،رفتم که نباشم…

که زندگی کنم…

دیدم اما نمی شه…

هرجا می رم باز اینجام،دلم،جونم،نفس..

نفس… نفسم اینجا بود…

بی تاب بر گشتن،بی قراره بودن….

بودن با مردمم… دلم زیارت خواست، چشمی سبک کنم به چار قطره اشک پای ضریح، عطر گلاب، وقت اذان، حضرت عشق…

من اینجام… برگشتم… ایرانم… همینجا.. تهران…

هوامو دارن، پام رو زمینه، دوستم دارن این مردمی که عشق و روح و نفس و دلیل برگشتنم به خونه ن …

یقین کردم و برگشتم…

اینجام…پام رو زمینه،خونه م همینجاست،

هوامو دارن…

خدایا به خاطر راهی که پیش پام گذاشتی تا برگردم،آدمایی که منو درک کنن،کمک کنن اینجا باشم ازت سپاسگزارم…

الهی قربونت برم… خداوند بخشنده ی مهربان… شیشه را در بغل سنگ سپردم به خودت…

دستم به دعا و چشمم پره اشک… خدایا دوستت دارم…

سلام ایران من….سلام مردم من…سلام زندگی…سلام….سلام..

ارسال به شبکه های اجتماعی:



ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396
کد خبر: 1500038/2 زمان: 16:19   1396/11/04 بازدید: 183,278

یک یادداشت؛ طارمی، هاکان، الکسیس و دیگران

خیریتی در کار نبود؛ دروغ بود و بعد خشکسالی

مهدی طارمی سوژه بزرگ 48 ساعت گذشته فوتبال ایران است . بازیکنی درخشان که با گل و جنجال همواره مورد توجه رسانه ها بوده و هرگز با آرامش میانه ای ندارد.

گفت و گوی عادل فردوسی پور با مهدی طارمی به ظاهر بسیار جنجالی و پر از محتوای تازه بوده اما اساسا چیز تازه ای در حرفهای طارمی نبود ؛ بازیکنی که حالا مورد خشم هواداران تیم نیز هست .ستاره ای که مجموعه رفتارهایش او را در موقعیتی قرارداده که قاعدتا نباید در آن جا باشد.



ادامه مطلب
ارسال توسط حیدر امیرپور
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396
 هم از من ارتباط می خواست که ...



سرنوشت سیاه زهرا در اتاق خانه پدرشوهر / شهباز بی غیرت بود! - اخبار داغ


تاریخ : چهارشنبه,۷ تیر ۱۳۹۶ تعداد بازدید :142

رکنا: زمانی متوجه شدم که معیارهای درستی برای انتخاب همسر نداشتم که دیگر خیلی دیر شده است و من تنها بازنده یک بازی حیله گرانه بودم و در حالی زندگی ام را باخته ام که در دایره مکر و فریب گرفتار شده بودم و اکنون نیز بی کس و تنها برای رهایی از این وضعیت هیچ راه چاره ای جز طلاق ندارم. . .

 

زن 30ساله به نام زهرا در حالی که عنوان می کرد حتی لحظه ای تصور نمی کردم روزی مهر زشت طلاق در برگی از شناسنامه ام خودنمایی کند به تشریح ماجرای ازدواج خود با شهباز پرداخت و به کارشناس اجتماعی کلانتری  گفت: وقتی در مقطع کاردانی از دانشگاه فارغ التحصیل شدم تصمیم به ازدواج گرفتم. از همان اوایل دوران جوانی معیارهایی را برای زندگی مشترک در نظر داشتم که مهم ترین آن وضعیت خوب مالی همسرم بود چرا که همواره بر این اعتقاد بودم وقتی انسان در رفاه اقتصادی باشد بسیاری از مشکلات خانوادگی به راحتی حل می شود. تصورم بر این بود که پول عشق و علاقه هم می آورد در همین افکار سیر می کردم که یکی از دوستانم دایی اش را برای ازدواج با من پیشنهاد کرد آن ها اهل غرب کشور بودند و از چند سال قبل در مشهد زندگی می کردند. این گونه بود که با شهباز آشنا شدم و خانواده او به طور رسمی و سنتی از من خواستگاری کردند. آن شب شهباز سرش را پایین انداخته بود و اصلا سخن نمی گفت و تنها پدر و مادرش به سوالات ما جواب می دادند. ابتدا کمی به رفتار شهباز مشکوک شدم اما وقتی پدر او عنوان کرد که شهباز مغازه بزرگ عکاسی در اطراف حرم مطهر دارد و از وضعیت مالی خوبی برخوردار است من دیگر همه چیز را نادیده گرفتم و رفتارهای مشکوک او را نیز به حساب نجابت و حجب و حیا گذاشتم. خانواده شهباز عنوان کردند پسرشان دیپلم دارد و آن ها نیز از او حمایت خواهند کرد. این گونه بود که مراسم عقدکنان برگزار شد اما از همان روزهای اول دوران نامزدی احساس می کردم شهباز خلق و خوی عجیبی دارد و سعی می کند با کسی ارتباط نداشته باشد هر بار که با او تماس می گرفتم تا ساعاتی را کنار هم باشیم او مشکلات کاری اش را بهانه می کرد و به هر بهانه ای درخواست هایم را نمی پذیرفت. ابتدا فکر می کردم اختلاف های فرهنگی و اقتصادی موجب بروز این مشکلات می شود اما طولی نکشید که فهمیدم همسرم به بیماری افسردگی شدید مبتلا است به طوری که تاکنون 3 بار دست به خودکشی زده و هر بار به طور معجزه آسایی و با کمک دیگران از مرگ نجات یافته است. وقتی بیشتر درباره همسرم تحقیق کردم تازه متوجه شدم او حتی مدرک تحصیلی سیکل هم ندارد و در حالی که شاگرد مغازه عکاسی بوده از کار نیز اخراج شده است. با این وجود زندگی مشترکمان را پس از 4 سال در یکی از اتاق های منزل پدر شوهرم آغاز کردیم اما باز هم آن ها بنای ناسازگاری گذاشتند و مرا از منزلشان بیرون کردند. این درحالی است که همسرم بی غیرت است هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد و احساس مسئولیت نمی کند. حالا مانده ام که . . .



ارسال توسط حیدر امیرپور
(تعداد کل صفحات:745)      [...]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [...]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ